تاریخ را برای کودکان باید تلطیف کرد ولی تغییر نباید داد
دیده بان پیشرفت علم، فناوری و نوآوری
11 بهمن 1400 - 18:15
هجری در نشست محدودیت‌های تاریخ‌نویسی برای کودکان:

تاریخ را برای کودکان باید تلطیف کرد ولی تغییر نباید داد

نشست «جذابیت‌ها و محدودیت‌های تاریخ‌نویسی برای کودکان و نوجوانان» از سلسله نشست‌های دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران برگزار شد.
کد خبر : 638498
نشست «جذابیت‌ها و محدودیت‌های تاریخ‌نویسی برای کودکان و نوجوانان»

به گزارش گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، نشست «جذابیت‌ها و محدودیت‌های تاریخ‌نویسی برای کودکان و نوجوانان» از سلسله نشست‌های دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، یکشنبه ۱۰ بهمن‌ماه ۱۴۰۰ با حضور عباس جهانگیریان (نویسنده و عضو پیشین هیئت مدیره انجمن نویسندگان کودک و نوجوان)، حمیدرضا شاه‌آبادی (نویسنده، دانش‌آموخته تاریخ و عضو هیئت مدیره انجمن نویسندگان کودک و نوجوان) و محسن هجری (دبیر نشست، نویسنده، پژوهشگر و رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی سراسری نویسندگان کودک و نوجوان) برگزار شد.




کودک با نگاه استنتاجی به تاریخ نگاه نمی‌کند


محسن هجری به‌عنوان نخستین سخنران این نشست، اظهار کرد: آیا می‌شود وقایع تاریخی را به‌صورت داستان برای کودکان و نوجوانان در اثر ادبی مطرح کرد؟ لازم است به مفهوم تاریخ توجه کنیم؛ به معنای ثبت و ضبط وقایعی است که در گذشته اتفاق افتاده و به‌صورت شفاهی و آثار مکتوب ثبت می‌شوند. لازم است در علم تاریخ به گزارش‌های تاریخی و پژوهش‌های تاریخی توجه کنیم. مفهوم تاریخ بعد از انقلاب فرانسه شکل گرفته و پیش از آن تاریخ روایت اسطوره‌ای بوده است و قبل از مدرنیته اسطوره و تاریخ یکسان تلقی می‌شد.


وی افزود: بعد از انقلاب فرانسه مفهوم تاریخ در فلسفه و رمان مطرح شد، وقتی از رمان تاریخی نام می‌بریم، آیا قرار است رمان تاریخی به ما گزارش دهد؟ مثلا وقایع دوره مشروطیت یا وقایع حمله مغول‌ها. دو تعبیر است و به عقیده لوکاچ، داستان تاریخی بیان هنری وقایع تاریخی است و با زاویه دید نویسنده مواجه هستیم و با ارائه صرف گزارش عینی از تاریخ تفاوت دارد. گویا از فیلتر خیال نویسنده عبور می‌کنیم و با جهان ذهنی او مواجه هستیم. تعبیر دیگری هست که نویسنده را ملزم به وفاداری به وقایع تاریخی می‌داند. چالش این است که چگونه نویسنده نگاه خود را اعمال کند و تاریخ را تحریف نکند. این مهم کاری است کارستان و چالش‌برانگیز برای نویسنده و برای کودک و نوجوان الزامات خاص خود را دارد تا تاریخ را تلطیف کند و خواندنی کند.


رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی سراسری نویسندگان کودک و نوجوان، همچنین گفت: اگر بخواهیم به انقلاب مشروطه بپردازیم و آن را به‌صورت یک زمان تاریخی بنویسیم، نویسنده و تعلقات او می‌تواند منطبق بر زاویه دید او رمان تاریخی متفاوتی را خلق کند. برای کودکان همین موضوع مورد توجه است. معمولا ادبیات کودک و نوجوان را در یک دسته معرفی می‌کنند، اما دنیای این دو تفاوت‌های ماهوی بسیاری دارند و تاریخ‌نویسی برای کودک و نوجوان الزامات خود را دارد. ادبیات کودک و نوجوان ادبیاتی مخاطب‌محور است. سوال مهم این است که کودک موجودی است که در زمان حال زندگی می‌کند و تصوری هم از آینده ندارد؛ آیا برای گروه سنی کودک می‌توان رمان تاریخی نوشت؟


این پژوهشگر بیان کرد: کودک با نگاه استنتاجی به تاریخ نگاه نمی‌کند و موضوع کتاب کودک در داستان شکل می‌گیرد. اگر داستان تاریخی برای کودک جذاب نباشد، توسط او دفع می‌شود و در داستان تاریخی به ماهُوَ داستان توجه داریم که ابتدا داستانی در تاریخ رخ داده که به شکل اثر داستانی قابل تولید است. اگر بخواهم داستان امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را بگویم که معطوف به تاریخ اسلام است نمی‌توان شرایط ادبی و ویژگی‌های داستانی و قصه را ایجاد کرد، زیرا کودکان وارد مضمون نمی‌شوند و از ائمه در کتاب‌های درسی خود خوانده‌اند.


نوع پردازش داستان تاریخی با کتاب تاریخی متفاوت است


عباس جهانگیریان نیز در بخشی از این نشست به موضوع ارتباط کودک و کتاب با مضمون تاریخی پرداخت و اظهار کرد: کودک فاقد خاطره و پیش‌آگاهی تاریخی است و در رویاهای خود نیز در اکنون زندگی می‌کند. اما این دلیل نمی‌شود که شرایط پذیرش وقایع گذشته را نداشته باشد، اما روایت عریان تاریخی ممکن است مورد علاقه کودک قرار نگیرد و ممکن است کتاب را ببندد و یا صحنه نمایش فیلم را ترک کند، زیرا کودک به‌سادگی آنچه را دوست ندارد، ترک می‌کند.


وی با طرح این موضوع که با آثار مصور و انیمیشن می‌توان برای آثار تاریخی گروه سنی کودک جذابیت ایجاد کرد، گفت: کتاب‌های تاریخی دوران کودکی من تصاویر بسیاری داشت. اگر گزارش تاریخ برای کودکان خشک باشد فایده ندارد و من از عناصر داستان برای روایت تاریخ در آثار کودکان بهره گرفته‌ام.


این عضو پیشین هیئت مدیره انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، ادامه داد: من در رمان «سایه هیولا» دو داستان را در دو بازه زمانی روایت کردم و داستان به‌صورت موازی جلو می‌رود و تاریخ تکرار می‌شود و یوزپلنگ ایرانی رو به انقراض است. همواره با مخاطبان کودک و نوجوان آثارم ارتباط دارم. در مدارس و کانون‌های پرورش کودک و نوجوان در شهرهای مختلف حضوری دیدار کردم. لازم است اثر برای مخاطب جذابیت داشته باشد. نوع پردازش داستان تاریخی با یک کتاب تاریخی بسیار متفاوت است.


حوزه معرفتی تاریخ ریشه تمام معرفت‌هاست


در ادامه حمیدرضا شاه‌آبادی بیان کرد: یک سری گزاره‌های غلط در میان افراد غیر متخصص شایع است، مانند آن‌که بگویند تاریخ تکرار می‌شود. افلاطون می‌گوید در رودخانه نمی‌توان دو بار شنا کرد و این یک گزاره غلط است. در حوزه داستان‌نویسی راوی دیدگاه خود را دخیل در گزارش می‌کند و در دوره معاصر حجاب معاصر بودن مانع درک تاریخ است یا در دوره دیگری محتوای دیگری درک می‌شود و گزاره اشتباهی بدون توجه به این مهم وجود دارد که تاریخ را بی‌طرف می‌داند. وقایع تلخ تاریخی هم تحلیل‌های مرتبط با زمان خود را نیاز دارند. بیهقی هم مدعی گزارش بی‌طرفی در مقدمه تاریخ بیهقی شده، اما امروز نمی‌توان پذیرفت که تظاهر بی‌طرفی تاریخ‌نویسان درست است.


وی با طرح این موضوع که نویسنده باید تاریخ را واقع‌نما بنویسد و تعهد اصلی او در برابر داستان است، افزود: سوالی که پیش می‌آید این است که آیا برای کودکان می‌توانیم تاریخ را تعریف کنیم؟ قطعاً تا ۲ سالگی نمی‌توان برای کودک از تاریخ گفت و کودک از ۷ تا ۱۱ سالگی قابلیت دریافت متفاوتی دارد و وارد دوره انتزاعی می‌شود. در تمام دنیا آموزش تاریخ در این سن در اولویت است و این فایده را دارد که کودک هویت پیدا می‌کند. تاریخ مبنایی است برای ورود به حوزه معرفتی تاریخی و ریشه تمام معرف‌ها ما را به معرفت تاریخی پیوند می‌زند و ابزار شناختی است و از این‌رو بسیار مهم است.


این نویسنده گفت: تردید دارم نویسنده نتواند بی‌طرفانه از تاریخ بنویسد و مترصد فرصت در آثار تاریخی بودم تا به‌عنوان نمونه ماجراهای یعقوب لیث صفاری را از تاریخ شناسایی کنم و در کتاب «پسر نان و نمک» عواطف و احساساتم را پشت در گذاشتم و وارد داستان شدم. سعی کردم در پردازش به انوشیروان بی‌طرف باشم و یک انوشیروان واقعی ارائه دهم.


شاه‌آبادی ادامه داد: لازم است داستان و تاریخ را از هم جدا کنیم و وقتی داستان تاریخی می‌نویسیم از تاریخ در داستان به‌عنوان یک پس‌زمینه استفاده می‌کنیم و نه بیش از آن! ما در داستان هیچ‌وقت پایبند واقعیت نیستیم، اما چرا سراغ تاریخ می‌رویم؟ داستان زمانی است که تعادل زندگی برمی‌خورد و این ویژگی در تاریخ چه زمانی یافت می‌شود؟ وقایعی که در تاریخ ثبت شده نوعی وقایع مهمی است که همگی بیانگر برهم خوردن تعادل بوده است. هر چه دنیاها ناشناخته‌تر باشد و از آن داستان بنویسیم‌، برای مخاطب جذاب است. فراموش نمی‌کنم حتی وقتی درباره انسان غارنشین هم صحبت می‌کنیم از منظر انسان معاصر به آن توجه داریم. در واقع مسائل انسان امروزی را با دکور تاریخ بیان کردیم.


وی اظهار کرد: ایجاد جاذبه برای نوجوان با تعلیق و گره داستان تاریخی مفید است. من می‌توانم با استفاده از جاذبه‌های نهفته تاریخ، هیجان ایجاد و تاریخ علم شناخت حال با بررسی وقایع گذشته است.


انتهای پیام/۱۱۰/پ




ارسال نظر