چهارشنبه  25  تیر  1399
Print Short Link
Zoom In
Zoom Out
اختران سپهر فرهنگ و تمدن اسلام و ایران

«اَبدالِ چِشْتی»؛ عارفی که از 13‌سالگی اهل عرفان و ریاضت بود

چهارشنبه 07 خرداد 1399 ساعت 00:08
خواجه ابواحمد ابدال چشتی (260-355ق) ملقب به «قدوة‌الدین»، شیخ بزرگ سلسله چشتیه است.

گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا- بارها شنیده‌ایم که گذشته چراغ راه آینده است. این چراغ روشنگر مسیری است که به ساختن بنای تمدن ایرانی اسلامی می‌انجامد. چراغی که انوار روشنگرش حاصل تلاش صدها حکیم، هنرمند و فیلسوف مسلمان است که از قرن‌ها پیش خشت‌به‌خشت این بنای سترگ را روی هم گذاشته‌اند.

با شما مخاطب گرامی قراری گذاشته‌ایم تا هر روز به بهانه عددی که تقویم برای تاریخ آن روز به ما نشان می‌دهد، به زندگی یکی از مشاهیر و بزرگان تاریخ کهن ایران و اسلام مختصر اشاره‌ای کنیم تا بتوانیم پس از یک سال، با این انوار روشنگر چراغ تمدن و فرهنگ آشنا شویم. به این منظور هر روز صبح، بخشی از تاریخ کهن خود و افتخارات آن را مرور خواهیم کرد.

برای خوشه‌چینی از این خرمن دانش و فرهنگ، جلد اول کتاب «تقویم تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران» تألیف دکتر علی‌اکبر ولایتی که به سال ۱۳۹۲ در انتشارات امیرکبیر به زیور طبع آراسته شده، بهره برده‌ایم.

خواجه ابواحمد ابدال چشتی (260-355ق) ملقب به «قدوة‌الدین»، شیخ بزرگ سلسله چشتیه است.

پدرش، سلطان فرسنافه، امیر چشت یکی از قراء هرات بود. ابواحمد از سادات حسنی به شمار می‌رفت. نسبت سیادت او با هفت واسطه به امام حسن(ع) می‌رسد. گویا چون در طریقت به درجه ابدالی رسیده بود،‌او را «ابدال چشتی» نامیده‌اند.

شیخ ابواسحاق شامی،‌ از اقطاب سلسله «ادهمیّه» ولادت خواجه ابواحمد را به عمه او که زنی صالحه بود، بشارت داده و از او خواسته بود که همسر برادر خود را تا هنگام وضع حمل از خوردن غذای حرام یا شُبهه‌آلود محافظت کند؛ زیرا این فرزند شأنی عظیم خواهد داشت.

ابواحمد در ماه رمضان به دنیا آمد. در هفت سالگی در مجلس سماع شیخ ابواسحاق حاضر شد و در 13سالگی خلوت گزید و به مجاهده و ریاضت پرداخت. در 20 سالگی، هنگامی که با پدر به قصد شکار به کوه رفته بود، از همراهان جدا شد و ناگاه در میان کوه 40 تن از رجال‌الله را بر سر سنگی ایستاده دید که شیخ ابواسحاق شامی نیز در میان آنان بود.ابواحمد ناگهان حالش دگرگون شد و به پای شیخ افتاد. سپس لباسی پشمی پوشید و به دنبال او رفت. پس از 8 سال ریاضت، از دست شیخ ابواسحاق شامی خرقه خلافت گرفت.

آورده‌اند که او به سماع توجهی خاص داشت و وقتی در سماع بود بر هر که نظر می‌کرد صاحب کرامت می‌شد، هر کافری که به حضورش می‌آمد، اسلام می‌آورد و هر مریضی که چشمش به او می‌‌افتاد همان لحظه شفا می‌یافت.

در هیچ منبعی به کتاب یا نوشته‌ای از ابدال چشتی اشاره‌ای نشده است. ظاهراً او مکتوباتی نداشته یا اگر داشته هیچ‌کدام باقی نمانده است.

ابدال چشتی در اول جمادی‌الثانی 355 درگذشت.

انتهای پیام/4104/

http://ana.ir/i/491339
«سراج‌الدین اُرمَوی» نویسنده «لطایف الحکمه»

«سراج‌الدین اُرمَوی» نویسنده «لطایف الحکمه»

«اسکندربیک منشی»؛ مؤلف تاریخ عالم‌آرای عباسی

«اسکندربیک منشی»؛ مؤلف تاریخ عالم‌آرای عباسی

«ابن مَندویه اصفهانی» و رساله‌هایی در باب طب و سلامتی

«ابن مَندویه اصفهانی» و رساله‌هایی در باب طب و سلامتی

«ابن مَنْده»؛ فقیه بغدادی

«ابن مَنْده»؛ فقیه بغدادی

«ابن هندو»‌هایی که در تاریخ ماندگار شدند/ از شاعر اهل بیت تا فیلسوف طبرستانی

«ابن هندو»‌هایی که در تاریخ ماندگار شدند/ از شاعر اهل بیت تا فیلسوف طبرستانی

«ابوکامل» مصری و معادلات ریاضی

«ابوکامل» مصری و معادلات ریاضی

«ابن‌فلّوس»؛ فقیه ریاضیدان

«ابن‌فلّوس»؛ فقیه ریاضیدان

«ابوزین کحّال»؛ طبیب مسلمان که 5 قرن پیش از شرایط جراحی نوشت

«ابوزین کحّال»؛ طبیب مسلمان که 5 قرن پیش از شرایط جراحی نوشت

«ابن اَحْمَر»؛ فقیه شاعری از اندلس

«ابن اَحْمَر»؛ فقیه شاعری از اندلس

«ابن‌اسفندیار»؛ راوی تاریخ طبرستان

«ابن‌اسفندیار»؛ راوی تاریخ طبرستان

«اسیری لاهیجی»؛ عارف ارادتمند اهل بیت (ع)

«اسیری لاهیجی»؛ عارف ارادتمند اهل بیت (ع)

«یعقوب بن ابراهیم»؛ اولین قاضی‌القضات بغداد

«یعقوب بن ابراهیم»؛ اولین قاضی‌القضات بغداد

«اَبدال‌بیگ»؛ صوفی عصر صفوی

«اَبدال‌بیگ»؛ صوفی عصر صفوی

«ابن جزّار»؛ پزشک نیکوکار

«ابن جزّار»؛ پزشک نیکوکار

ابراهیم بن سِنان؛  مردی که از ساعت گفت و نوشت

ابراهیم بن سِنان؛ مردی که از ساعت گفت و نوشت

آصفی هروی؛ غزلسرایی از هرات

آصفی هروی؛ غزلسرایی از هرات

«ابن‌بَوّاب»خوشنویسی که 1000سال پیش 64 نسخه از قرآن را کتابت کرد

«ابن‌بَوّاب»خوشنویسی که 1000سال پیش 64 نسخه از قرآن را کتابت کرد

«ابن اَثیر»؛ مورخی که جنگاور شد

«ابن اَثیر»؛ مورخی که جنگاور شد

«ابن الاُخُوّة» و توجه ویژه به فقه عملی

«ابن الاُخُوّة» و توجه ویژه به فقه عملی

«ابن دُقْماق» فقیهی که با زبان عامیانه می‌نوشت

«ابن دُقْماق» فقیهی که با زبان عامیانه می‌نوشت