شنبه  03  آبان  1399
Print Short Link
Zoom In
Zoom Out
اختران سپهر فرهنگ و تمدن اسلام و ایران

«اسیر اصفهانی»؛ شاعری که بانی بنیاد خیال‌بندی بود

چهارشنبه 02 مهر 1399 ساعت 00:08
میرزا جلال، متخلص به «اسیر»، از شاعران عصر صفوی در نیمه اول قرن یازدهم هجری قمری است.

گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آناـ بارها شنیده‌ایم که گذشته چراغ راه آینده است. این چراغ روشنگر مسیری است که به ساختن بنای تمدن ایرانی اسلامی می‌انجامد. چراغی که انوار روشنگرش حاصل تلاش صدها حکیم، هنرمند و فیلسوف مسلمان است که از قرن‌ها پیش خشت‌به‌خشت این بنای سترگ را روی هم گذاشته‌اند.

با شما مخاطب گرامی قراری گذاشته‌ایم تا هر روز به بهانه عددی که تقویم برای تاریخ آن روز به ما نشان می‌دهد، به زندگی یکی از مشاهیر و بزرگان تاریخ کهن ایران و اسلام مختصر اشاره‌ای کنیم تا بتوانیم پس از یک سال، با این انوار روشنگر چراغ تمدن و فرهنگ آشنا شویم. به این منظور هر روز صبح، بخشی از تاریخ کهن خود و افتخارات آن را مرور خواهیم کرد.

برای خوشه‌چینی از این خرمن دانش و فرهنگ، از جلد اول کتاب «تقویم تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران» تألیف دکتر علی‌اکبر ولایتی که به سال ۱۳۹۲ در انتشارات امیرکبیر به زیور طبع آراسته شده، بهره برده‌ایم.

میرزا جلال، متخلص به «اسیر»، از شاعران عصر صفوی در نیمه اول قرن یازدهم هجری قمری است.

پدرش میرزا مؤمن نام داشت. در تاریخ تولد او اختلاف است؛‌ذبیح‌الله صفا تولد او را 1029ق آوررده است. گفته‌اند که دختر شاه عباس اول، ملک نسابیگم، همسر وی بود و ظاهراً پیش از مرگ پدر (1038ق) درگذشت؛ در این صورت تاریخ 1029ق برای تولد اسیر درست نمی‌نماید. این امر که اسیر، داماد شاه عباس یکم بوده، نشان می‌دهد که وی در روزگار خود از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار بوده است. تاریخ درگذشت اسیر نیز دانسته نیست.

اسیر اصفهانی را شهرستانی نیز نامیده‌اند؛ زیرا خاندان وی در اصل از سادات نامدار شهرستانک اصفهان بوده‌اند و نام برداری وی به «اسیر» از این روست که وی در شعر «اسیر» تخلص می‌کرد.

اسیر به صائب تبریزی ارادت داشت. با این همه نمی‌توان وی را شاگرد صائب دانست؛ چرا که صائب نیز از خواندن شعرهای اسیر لذت می‌برد و چنان‌که خود گفته است «تتبع سخن میرزا جلال» می‌کرد. وی در جُنگی که از سروده‌های شاعران گردآوری کرده، ابیاتی نیز از اسیر اصفهانی آورده است. گفته‌اند که استاد او در شعر، فصیحی هروی بوده است. اسیر پس از سفر فصیحی از هرات به اصفهان و ساکن شدن وی در اصفهان، نزد او به شاگردی پرداخت و فنون شعر و ادب را از او آموخت.

اسیر اصفهانی از پیشروان سبک هندی یا اصفهانی است. دوستی وی با صائب تبریزی، بزرگ‌ترین شاعر این سبک در ایران عصر صفوی و پیروی وی از این شاعر، بیانگر توانایی وی در زمینه شعر است؛ خانه اسیر، محفل شاعران و سخنوران روزگارش بود و وی در رواج سبک هندی تأثیرگذار بوده است.

درون‌مایه شعر او ترکیبی از تخیل شاعرانه و تصویرسازی است. از همین روست که او را «بانی بنیاد خیال‌بندی» نامیده‌اند. وی سبک ویژه خود را دارد و سبک شعری او با دوست و استاد هم‌روزگارش، صائب، نیز متفاوت است. اسیر در محسوس کردن معانی انتزاعی و آوردن ترکیب‌های مجازی و استعاری توانایی بسیار داشت. شعرهای او در هندوستان که خود اصلاً بدان‌جا نرفته بود، مشهور است و طرفداران سبک هندی در هندوستان از آغاز سده دوازدهم هجری به بعد از سبک او پیروی کرده‌اند.

از میان قالب‌های شعر، چون بیشتر شاعران روزگار خود، به غزل گرایش دارد و در آن قالب چیره‌دست است؛ چنان که شفیعی گفته است در سرودن غزل‌هایی با وزن‌های کوتاه تواناتر است.

شعر اسیر برخلاف سروده‌های شاعران سده‌های یازدهم و دوازدهم هجری، فقط مضمون‌سازی و معماگویی نیست و گاه در غزلیاتش حال و هوای سبک عراقی نیز دیده می‌شود. ویژگی دیگر غزلیات اسیر که در شعر شعرای سبک هندی کمتر یافت می‌شود، هماهنگی و وحدت موضوعی از مطلع تا مقطع غزل است. با این‌حال، برخی تذکره‌نویسان، شعر او را دارای غث و سمین دانسته‌اند.دیوان اسیر اصفهانی بار نخست در 1296ق/1880 در لکهنو به چاپ رسید. پس از آن در 1314ق/1897 در کانپور هند چاپ شد. گزیده‌ای از دیوان او به کوشش حبیب‌الله بی‌گناه، با عنوان از دیوان اسیر شهرستانی در 1348ش در مشهد چاپ شده است. شرح دیگری نیز از دیوان اسیر در دست است که شارح آن شناخته شده نیست.

انتهای پیام/4104/

http://ana.ir/i/514524
«ابوالمفاخر باخَرزی»؛ نویسنده‌‌ای که اوراد و اذکارصوفیه را به فارسی نوشت

«ابوالمفاخر باخَرزی»؛ نویسنده‌‌ای که اوراد و اذکارصوفیه را به فارسی نوشت

«باهِلی»؛ متکلمی از مکتب بصره

«باهِلی»؛ متکلمی از مکتب بصره

«سیف‌الدین باخَرزی» و 4 اصل برای دستیابی سالک به معرفت

«سیف‌الدین باخَرزی» و 4 اصل برای دستیابی سالک به معرفت

«ابن جَوزی»؛ فقیهی که در غرفه‌های بهشت درس می‌گفت

«ابن جَوزی»؛ فقیهی که در غرفه‌های بهشت درس می‌گفت

«ابن جَزله»؛ طبیب نیکوکار بغدادی

«ابن جَزله»؛ طبیب نیکوکار بغدادی

«ابن هشام»؛ مؤلف سیره پیامبر(ص)

«ابن هشام»؛ مؤلف سیره پیامبر(ص)

«ابن نصوح»؛ شاعر شیعی و مؤلف ده‌نامه

«ابن نصوح»؛ شاعر شیعی و مؤلف ده‌نامه

18 روش«ابن دایه» برای یافتن مقادیر مجهول ریاضی

18 روش«ابن دایه» برای یافتن مقادیر مجهول ریاضی

«ابن دانیال»؛ چشم‌پزشک شاعر

«ابن دانیال»؛ چشم‌پزشک شاعر

«ابن خُردادْبِهْ» و ترسیم راه‌ها و مرزها در جغرافیای جهان اسلام

«ابن خُردادْبِهْ» و ترسیم راه‌ها و مرزها در جغرافیای جهان اسلام

«ابن بَشْکُوال»؛ فقیهی از اندلس

«ابن بَشْکُوال»؛ فقیهی از اندلس

«ابن اَشْعث کوفی»؛ راوی احادیث امام جعفر صادق (ع)

«ابن اَشْعث کوفی»؛ راوی احادیث امام جعفر صادق (ع)

«اَزرَقی هروی»؛ شاعر کم‌گوی عصر سلجوقی

«اَزرَقی هروی»؛ شاعر کم‌گوی عصر سلجوقی

«عبدالحَیّ اِسترابادی»؛ بنیانگذار سبک نقاشی تیموری

«عبدالحَیّ اِسترابادی»؛ بنیانگذار سبک نقاشی تیموری

«شیخ صفی‌الدین اردبیلی»؛عارف بزرگ و نیای سلاطین صفوی

«شیخ صفی‌الدین اردبیلی»؛عارف بزرگ و نیای سلاطین صفوی

«نجفعلی اصفهانی»؛ نقاشباشی دوره قاجار

«نجفعلی اصفهانی»؛ نقاشباشی دوره قاجار

«ابن مُتّوْج»؛ فقیهی از بحرین

«ابن مُتّوْج»؛ فقیهی از بحرین

«کریم آق‌سَرایی»؛ روایتگر تاریخ سلجوقیان

«کریم آق‌سَرایی»؛ روایتگر تاریخ سلجوقیان

«ابومَدْیَن»؛ احیاگر طریقت در بلاد مغرب

«ابومَدْیَن»؛ احیاگر طریقت در بلاد مغرب

«آزاد بِلْگُرامی»؛ عارفی از سرزمین هند

«آزاد بِلْگُرامی»؛ عارفی از سرزمین هند