يكشنبه  04  آبان  1399
Print Short Link
Zoom In
Zoom Out
اختران سپهر فرهنگ و تمدن اسلام و ایران

«ابن هشام»؛ مؤلف سیره پیامبر(ص)

دوشنبه 07 مهر 1399 ساعت 00:08
ابومحمد عبدالملک بن هشام بن ایوبِ حِمیَری محدث، مورخ، ادیب و نسب‌شناس سده‌های دوم و اوایل سوم هجری قمری است.

گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آناـ بارها شنیده‌ایم که گذشته چراغ راه آینده است. این چراغ روشنگر مسیری است که به ساختن بنای تمدن ایرانی اسلامی می‌انجامد. چراغی که انوار روشنگرش حاصل تلاش صدها حکیم، هنرمند و فیلسوف مسلمان است که از قرن‌ها پیش خشت‌به‌خشت این بنای سترگ را روی هم گذاشته‌اند.

با شما مخاطب گرامی قراری گذاشته‌ایم تا هر روز به بهانه عددی که تقویم برای تاریخ آن روز به ما نشان می‌دهد، به زندگی یکی از مشاهیر و بزرگان تاریخ کهن ایران و اسلام مختصر اشاره‌ای کنیم تا بتوانیم پس از یک سال، با این انوار روشنگر چراغ تمدن و فرهنگ آشنا شویم. به این منظور هر روز صبح، بخشی از تاریخ کهن خود و افتخارات آن را مرور خواهیم کرد.

برای خوشه‌چینی از این خرمن دانش و فرهنگ، از جلد اول کتاب «تقویم تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران» تألیف دکتر علی‌اکبر ولایتی که به سال ۱۳۹۲ در انتشارات امیرکبیر به زیور طبع آراسته شده، بهره برده‌ایم.

ابومحمد عبدالملک بن هشام بن ایوبِ حِمیَری محدث، مورخ، ادیب و نسب‌شناس سده‌های دوم و اوایل سوم هجری قمری است.

اطلاعات کمی از زندگی وی موجود است. او در بصره به دنیا آمد. تاریخ تولدش مشخ صنیست. در خاستگاه او اختلاف نظر وجود دارد. برخی از تاریخ‌نگاران وی را به «حِمْیَریان» نسبت می‌دهند ولی عده‌ای دیگر او را «ذُهْلی» خوانده‌اند. ذَهَبی، ذُهْلی بودن ابن هشام را صحیح‌تر می‌داند ولی قدیم‌ترین منبع،‌ابن هشام را به حمیریان یمن نسبت می‌دهد.

ابن هشام در بصره پرورش یافت. وی علم حدیث را نزد ابن اسحاق، ابو عُبَید مُعمّر بن مُئنِی، ابوزید انصاری، خَلَف احمر، هیثَم بن عدی و اسد بن موسی اموی فرا گرفت. او احادیث التیجان را از اسد بن موسی اموی نقل کرده است.

ابن هشام سفرهایی نیز داشته است، ولی تاریخ و سن وی در این سفرها مشخص نیست. وی در آخرین مرحله سفرهای علمی خود به مصر رفته و در آنجا مقیم شده است. او در مصر سیره را روایت می‌کرد و بسیاری در مجلس حدیث وی حضور پیدا می‌کردند؛ از برجسته‌ترین این افراد می‌توان از عبدالرحیم بن برقی، راوی سیره در مصر نام برد.

ابن هشام به جز علم حدیث، در شعر و ادب هم مهارت داشت. در این زمینه پیشوای بلامنازع مصر به‌شمار می‌آمد. شاید به همین سبب بود که هنگام ورود شافعی در 198ق به مصر، ابن هشام در دیدار با او درنگ کرد، اما چون یکدیگر را ملاقات کردند به انشاد شعر برای هم پرداختند و ابن هشام پس از این دیدار،‌شافعی را ستود. احاطه او در لغت‌شناسی و نسب‌شناسی نیز زبانزد تاریخ‌نگاران بوده است.

سال فوت ابن هشام دقیقاً مشخص نیست؛ سهیلی فوت او را 213ق دانسته اما ذهبی آن را 218ق ذکر کرده است.

مهم‌ترین اثر ابن هشام السیرة النبویة، معروف به سیره ابن هشام است که مشهورترین کتاب درباره سیره پیامبر(ص) است. متن کتاب به ابواب و فصول تقسیم شده است. مسلمانان از این کتاب استفاده فراوان کرده‌اند.

کتاب دیگر ابن هشام التیجان فی ملوک حِمیَر است که از آن به نام التیجان لمعرفة ملوک الزمان فی اخبار قحطان یا شرح انساب حمیر و ملوکها نیز یاد شده است. پایه روایت آن بر احادیث اسد بن موسی قرار دارد، بنابراین التیجان را باید حاصل دوران اقامت ابن هشام در مصر دانست.

اهمیت و ویژگی این کتاب در این است که میان حوادث تاریخی و قصص دینی، خرافه و اسطوره را جمع کرده است. این کتاب از نظر پیدایش و شیوه روایت قصه عربی درخور توجه است. همچنین دربردارنده اطلاعات مهمی درباره پیدایش زبان عربی و فارسی و نیز شهرها، نژادها و پادشاهان ایرانی است.

التیجان یک بار به کوشش فریتس کرِنکو، در 1347ق، در حیدرآباد و یک بار به کوشش عبدالعزیز مقالح، در 1979 در صنعا به چاپ رسیده است.

تاریخ نگاران کتاب دیگری از ابن هشام به نام فی شرح ما وقع اشعار البیَر من الغریب ذکر کرده‌اند که اکنون در دست نیست.

انتهای پیام/4104/

http://ana.ir/i/517838
گام‌های خودکفایی امیرکبیر در آموزش نیروی انسانی

گام‌های خودکفایی امیرکبیر در آموزش نیروی انسانی

«امیر احمد بن محمد بُخاری»؛ صوفی اهل طریقت

«امیر احمد بن محمد بُخاری»؛ صوفی اهل طریقت

«ابوهاشم صوفی» و دوری از معاشرت بزرگان

«ابوهاشم صوفی» و دوری از معاشرت بزرگان

«امیر مُعِزّی»؛ قصیده‌سرای دربار سلجوقی

«امیر مُعِزّی»؛ قصیده‌سرای دربار سلجوقی

«فخرالدین ابن تَیمیّه»؛ مفسّر قرآن و صاحب تفسیر کبیر

«فخرالدین ابن تَیمیّه»؛ مفسّر قرآن و صاحب تفسیر کبیر

«ابوالمفاخر باخَرزی»؛ نویسنده‌‌ای که اوراد و اذکارصوفیه را به فارسی نوشت

«ابوالمفاخر باخَرزی»؛ نویسنده‌‌ای که اوراد و اذکارصوفیه را به فارسی نوشت

«باهِلی»؛ متکلمی از مکتب بصره

«باهِلی»؛ متکلمی از مکتب بصره

«سیف‌الدین باخَرزی» و 4 اصل برای دستیابی سالک به معرفت

«سیف‌الدین باخَرزی» و 4 اصل برای دستیابی سالک به معرفت

«ابن جَوزی»؛ فقیهی که در غرفه‌های بهشت درس می‌گفت

«ابن جَوزی»؛ فقیهی که در غرفه‌های بهشت درس می‌گفت

«ابن جَزله»؛ طبیب نیکوکار بغدادی

«ابن جَزله»؛ طبیب نیکوکار بغدادی

«ابن نصوح»؛ شاعر شیعی و مؤلف ده‌نامه

«ابن نصوح»؛ شاعر شیعی و مؤلف ده‌نامه

18 روش«ابن دایه» برای یافتن مقادیر مجهول ریاضی

18 روش«ابن دایه» برای یافتن مقادیر مجهول ریاضی

«ابن دانیال»؛ چشم‌پزشک شاعر

«ابن دانیال»؛ چشم‌پزشک شاعر

«ابن خُردادْبِهْ» و ترسیم راه‌ها و مرزها در جغرافیای جهان اسلام

«ابن خُردادْبِهْ» و ترسیم راه‌ها و مرزها در جغرافیای جهان اسلام

«اسیر اصفهانی»؛ شاعری که بانی بنیاد خیال‌بندی بود

«اسیر اصفهانی»؛ شاعری که بانی بنیاد خیال‌بندی بود

«ابن بَشْکُوال»؛ فقیهی از اندلس

«ابن بَشْکُوال»؛ فقیهی از اندلس

«ابن اَشْعث کوفی»؛ راوی احادیث امام جعفر صادق (ع)

«ابن اَشْعث کوفی»؛ راوی احادیث امام جعفر صادق (ع)

«اَزرَقی هروی»؛ شاعر کم‌گوی عصر سلجوقی

«اَزرَقی هروی»؛ شاعر کم‌گوی عصر سلجوقی

«عبدالحَیّ اِسترابادی»؛ بنیانگذار سبک نقاشی تیموری

«عبدالحَیّ اِسترابادی»؛ بنیانگذار سبک نقاشی تیموری

«شیخ صفی‌الدین اردبیلی»؛عارف بزرگ و نیای سلاطین صفوی

«شیخ صفی‌الدین اردبیلی»؛عارف بزرگ و نیای سلاطین صفوی