افاضلی: انتخاب مهدوی‌کیا برای مخفی شدن پشت نامش بود/ محمدی: سپردن تیم ملی به بازیکن مطرح تفکری آماتور است
دیده بان پیشرفت علم، فناوری و نوآوری
دیده بان پیشرفت علم، فناوری و نوآوری
بررسی عوامل ناکامی تیم ملی امید ۲؛

افاضلی: انتخاب مهدوی‌کیا برای مخفی شدن پشت نامش بود/ محمدی: سپردن تیم ملی به بازیکن مطرح تفکری آماتور است

بررسی عوامل ناکامی تیم ملی فوتبال امید ثابت کرد نواقصی وجود دارد که با رفع آنها می‌توان به حضور در المپیک پاریس امیدوار بود.
کد خبر : 666298
کارشناسان فوتبال

به گزارش خبرنگار گروه ورزش خبرگزاری آنا، تیم ملی فوتبال امید در مرحله گروهی رقابت‌های قهرمانی آسیا که در ازبکستان برگزار شد در کسب یک پیروزی هم ناکام بود تا حذفی زودهنگام را تجربه کند. مشابه چنین ناکامی‌هایی برای تیم‌های المپیک ایران بارها و بارها رخ داده و با توجه به اینکه چند ماه دیگر مرحله مقدماتی انتخابی المپیک ۲۰۲۴ پاریس برگزار می‌شود و در ادامه مرحله نهایی این مسابقات در پیش است، دغدغه‌های بسیار زیادی برای تیم مهدی مهدوی‌کیا شکل گرفته و بیم آن می‌رود تا بار دیگر شاهد حذف تیم ملی امید در مسیر صعود به المپیک باشیم. در همین زمینه با اکبر محمدی سرمربی سابق تیم‌های نوجوانان و جوانان و مربی تیم امید و هومن افاضلی سرمربی سابق تیم ملی امید و تیم زیر ۲۲ سال گفت‌وگو مفصلی انجام داده‌ایم که بخش پایانی آن را در ادامه خواهید خواند.


مسئول تیم المپیک کمیته جوانان است


آنا: مهدوی‌کیا با چه شرایطی حفظ شود تا در تیم امید موفق باشد؟


محمدی: وقتی سرمربی تیم کارلوس کی‌روش، نلو وینگادا و حتی بهترین مربی فوتبال جهان باشد اگر آن تیم نتیجه نگیرد ناگزیر به تغییر سرمربی هستیم. البته که نفر اول سرمربی نیست چون در فدراسیون فوتبال افرادی بودند که برنامه‌های سرمربی را تأیید کردند اما سکوت جایگزین شده است. وقتی مهدوی‌کیا دائم می‌گوید با تیمی که میانگین سنی کمتری داشته به مسابقات قهرمانی آسیا رفته یعنی از تمام پتانسیل استفاده نکرده چون تیمش خیلی هم جوان نبود. می‌توانست از بازیکنان باتجربه‌تر استفاده کند اما تصور می‌کرد چتر حمایتی فدراسیون بالای سرش است. مسئول اول و آخر تیم المپیک، کمیته جوانان است اما این کمیته فدراسیون فوتبال واکنشی نشان نمی‌دهد. باید از سیاست‌گذاری‌های مهدوی‌کیا حمایت کند تا او در تورنمنت اصلی که انتخابی المپیک پاریس است با انگیزه و اعتماد به نفس کامل حضور داشته باشد. در کمیته جوانان هم تردید دیده می‌شود. هیچ مربی مجربی حاضر نمی‌شود تضمین صعود بدهد و مهدوی‌کیا نیز باید با رفع ایرادهای خود به سمت کسب هدفی بزرگ برود. عنصر تجربه به مهدوی کیا تزریق شود تا او با رفع ایرادها به سوی شکستن طلسم صعود گام بردارد.


افاضلی: حفظ مهدوی‌کیا بهترین تصمیم است چون تجربه خوبی در مسابقات اخیر کسب کرد و اگر بخواهیم فرد دیگری را جایگزین کنیم به سود تیم ملی نخواهد بود.


مدیریت باخت در فوتبال ایران


آنا: واکنش‌هایی منفی به سه دستیار خارجی مهدوی‌کیا شده بود. دیدگاه شما درباره دستیاران سرمربی تیم امید چیست؟


افاضلی: فردی به عنوان سرمربی انتخاب می‌شود و در ادامه دستیاران خوبی برای حضور در کادر فنی قرار می‌گیرند. اگر این مربی خوب نیست و تنها نام و شهرت دارد در واقع انتخاب شده تا در صورت ناکامی تیم پشت نام وی مخفی شوند. به چنین عملکردی مدیریت باخت می‌گویند. اگر تصور این است آن مربی واجد شرایط است، معمولاً آن فرد انتخاب شده باید دستیارانی را انتخاب کند که بتواند با آنها کار کند. قرار نیست دستیار مورد نظر مربی دیگری معرفی شود اما این حق هم برای فدراسیون فوتبال است تا گزینه‌های معرفی شده را بررسی کند. از حقوق فدراسیون است که با دستیاران سرمربی تیمش مخالفت یا موافقت کند.


محمدی: انتخاب دستیاران استانداردهای خود را دارد. نمی‌توانیم به واسطه قرابت فردی را به عنوان دستیار در تیم ملی معرفی کنیم. دعوت از گزینه مربیگری در سطح ملی پارامترهای خودش را دارد. ضمن اینکه شناخت و آگاهی از یکدیگر به قدری باشد که همراهی و هماهنگی ایجاد شود. مهدوی‌کیا در ایران کار باشگاهی نکرده و ظرفیت‌ها را نمی‌شناسد. البته آکادمی فعال در ایران دارد و یکی از دستیاران او از آن آکادمی انتخاب شده است. مربیان خارجی دیگری که به کادر او اضافه شدند به احتمال زیاد با آنها کار کرده است. خود او بیشتر از بقیه به نقاط ضعف تیمش و همکارانش آگاه است. برای حضور در هر تورنمنتی نیاز به فرد و چه بهتر افرادی دارید که این تورنمنت را دیده باشند.




بیشتر بخوانید:





تفکر آماتور در سپردن پست مربیگری


آنا: اعتماد به مربی نامدار بهتر است یا مربی دارای تجربه در رده سنی پایه که شهرت چندانی ندارد به سود تیم امید خواهد بود؟


افاضلی: من اعتقاد به استاندارد دارم. برای سپردن شغلی به فردی با استانداردهایی را در نظر بگیری، در مربیگری تیم ملی برند دوران بازیکنی و مقبولیت اجتماعی هم قطعاً نمره بالایی دارد اما همه داستان نیست. قطعاً تجربه، دانش، دوره‌هایی که گذرانده شده، اینکه با چه کسانی کار کردید اهمیت دارد. قطعاً مربیگری با بازیکنی فرق می‌کند. اگر نگاه تک آیتمی داشته باشیم به معنای آن است یا مدیریت بلد نیستیم یا داستانی دارد. مدیریت می‌کنیم تا پشت نام فرد قایم شویم. ۹۰ درصد انتخاب‌ها به همین منظور رخ می‌دهد تا بگوییم چنین شخصی آمد اما نشد.


محمدی: در تفکر آماتور شانس مربیگری بیشتر به بازیکنان اسبق ملی می‌دهید. کسی باید سرمربی پرسپولیس یا استقلال شود که سابقه بازی در این تیم‌ها را داشته باشد. متاسفانه این رویکرد همیشه بوده و کماکان هست. در خیلی موارد این نگاه جواب نداده است. برای موازنه و بالانس نیز سرمربیگری تیم نوجوانان را به یک پرسپولیسی می‌دهی و هدایت تیم ملی جوانان را به یک استقلالی می‌دهی تا عدالت برقرار شود.


افاضلی: انتخاب مهدوی‌کیا برای مخفی شدن پشت نامش بود/ محمدی: سپردن تیم ملی به بازیکن مطرح تفکری آماتور است


انتخاب مربی کاری تخصصی است


آنا: چرا در تیم‌های پایه شاهد چنین تفکر آماتوری هستیم؟


افاضلی: سپردن تیم‌های پایه ملی به بازیکنان سابق سرخابی نشان دهنده عدم مقبولیت مدیریت است. چنین مدیری با این روش برای خود مقبولیت می‌خرد. دو مربی خارجی موفق خارجی داشتیم که نسبتاً نتایج خوبی گرفتند. برانکو ایوانکوویچ و کارلوس کی‌روش هیچ‌کدام بازیکن ملی نبودند. مربیان ملی موفقی بودند. مقبولیت مهم است اما مسیر در دنیا بر اساس توانمندی، دانش فنی، خرد و شایستگی است. در ایران این مسیر را گم کرده‌ایم. تصمیمات را تفکر هواداری می‌گیرد. زمانی هوادارانی در ورزشگاه شیرودی بودند که تماشاگر فوتبال بودند چون تماشاگر تمام مسابقات می‌شدند و برای بازی‌ها نظرات کارشناسی داشتند. نظارت به اصطلاح کارشناسی آنها و تصمیماتی که می‌گرفتند از مدیران فعلی فوتبال ما بهتر است. چون دنبال پنهان شدن پشت تصمیمات بودند. کسی تصمیم خوب می‌گیرد که بر مبنای اعتقاد، دانش و تجربه به آن تصمیم می‌رسد. انتخاب مربی کار فنی و تخصصی است. برای طراحی موتور کامیون نظرسنجی می‌گذارند قطعا نه چون تخصصی است. فوتبال چون هر روز و هر شب پخش می‌شود مردم فکر می‌کنند بلد هستند ولی این‌گونه نیست. معرف دو مربی به فدراسیون فوتبال در زمانی که با در آنجا کار می‌کردم بودم. برانکو ایوانکوویچ و کارلوس کی‌روش که داستان آنها را اگر بخواهند تعریف کردم. در هر دو مورد آیتم‌ها به من داده شد و به علی کفاشیان و مهدی خبیری این دو مربی را معرفی کردم. چون بر مبنای پارامتر و قاعده انجام شد. بیست و یک دوره لیگ برتر برگزار شده و کیفیت افت کرده است. دارای یکی از پیرترین لیگ‌های آسیا هستیم و افت کیفی محسوس است.


فاجعه در لیگ برتر ایران


آنا: افت کیفی لیگ برتر چقدر در تیم امید تأثیر منفی داشت؟


محمدی: در این فصل از لیگ برتر نفت مسجدسلیمان با ۲۲ امتیاز سقوط نکرد در حالی که در گذشته تیم‌ها با ۳۰ امتیاز در لیگ برتر ماندگار می‌شدند. فاصله بین تیم هفتم تا سیزدهم لیگ هم ۶ امتیاز بود. برآیند باشگاه‌های ما تیم ملی است و خروجی لیگ در این تیم دیده می‌شود.


افاضلی: کیفیت لیگ برتر ایران پایین است. پرورش بازیکن و فرصت دادن به بازیکنان جوان کمترین فضا را دارد. هر سالی که در لیگ مربیگری کردم نگران این موضوع بودم اگر ۳۱ امتیاز جمع نکنیم سقوط خواهیم کرد. این فصل نفت مسجدسلیمان با ۲۲ امتیاز ماندگار شده است. این به معنای فاجعه بوده و باید ببینیم دو تیم دیگر چه وضعیتی داشته‌اند. تیم‌هایی بودند که چندین هفته برنده نشدند و نهایتاً سه تا چهار رده سقوط کردند. این گویای وضعیت نامناسب تیم‌های رتبه ششم به پایین‌تر است.


محمدی: تا زمانی که مدیرعامل پیکان بودم تیم در ۱۶ هفته ۲۵ امتیاز گرفت و تا رتبه پنجم هم بالا آمد اما در ۱۴ هفته بعد که حضور نداشتم تیم تنها ۱۱ امتیاز گرفت و در نهایت نهم شد.


اعتماد به بازیکن جوان جگر می‌خواهد


آنا: عوامل اعتماد نکردن به بازیکنان جوان چیست؟


افاضلی: در فوتبال ایران باشگاه‌ها توجهی به آکادمی‌ها ندارند. در دیگر نقاط دنیا که کارها با حساب و کتاب انجام می‌شود به آکادمی‌ها نمره می‌دهند. بر مبنای امکانات سخت‌افزاری که داده شده و میزان خروجی نمره داده می‌شود. نه مانند ما که زمان نظارت نمایندگان AFC مکانی را اجاره می‌کنند و بعد که ارزیابی صورت گرفت شاهد بازگشت تمرینات تیم به کنار خیابان یا پارک هستیم. باید به طور مداوم برنامه‌های آکادمی‌ها نظارت شود. با اجرای صحیح و نظارت دقیق نمرات داده می‌شود و این موضوع در تمدید سند حرفه‌ای باشگاه تأثیر دارد. انجام این کار در ایران حتماً گردن AFC بیفتد. چون تنبیه یک مجموعه به خاطر کوتاهی در انجام کاری با تماس از افراد و ارگان‌های مختلف مواجه می‌شود. اجازه جلو رفتن کار را می‌گیرند. در لیگی حضور داریم که بازیکنان جوان به سختی دیده می‌شوند چون خیلی مدیران باشگاه‌ها مهارت مدیریت ندارند و بسیار هم تحت فشار قرار دارند که شغلشان را از دست بدهند.


بنابراین طرف پیش خود فکر می‌کند بازیکن باتجربه‌تر ولو با کیفیت کمتر بازی کند تا به زعم مدیران نتیجه گرفته شود. بازیکن جوان نوسان دارد، روزی ۸۰ و روزی ۲۵ درصد است. اگر مانع کسب تجربه بازیکن جوان شویم که او ایرادهای خود را به سوی تکامل برطرف نمی‌کند. متأسفانه بسیاری از باشگاه‌های ما جایگاه و هدف خود را شناسایی نکرده‌اند. در لیگ دسته یک همه می‌خواهند به لیگ برتر صعود کنند. تیمی با ۵۰ میلیارد و تیم دیگری با ۳ میلیارد تومان بودجه هدف مشترکی دارند. در لیگ برتر جدا از کسب قهرمانی، همه به دنبال کسب سهمیه هستند. تیمی با ۲۰۰ میلیارد تومان بودجه به دنبال سهمیه است و تیمی با ۳۰ میلیارد تومان بودجه نیز همین هدف را دارد، وقتی سهمیه نمی‌گیرد مدیرانش بازخواست می‌شوند و تغییر می‌کنند. طبیعی است که در چنین فضایی اصلا به بازیکن جوان میدان داده نمی‌شود چون چنین کاری جگر می‌خواهد و ریسک بزرگی است. در آلمان چنین اتفاقی رخ داد. بازیکن از رومانی می‌آوردند و به جای بازیکنان جوان بازی می‌دادند. نتیجه این شد که تیم ملی ژرمن‌ها تبدیل به تیم پیشکسوتان شده بود. رفتند سراغ آکادمی‌های خود و آن قدر بازیکن جوان تولید کردند که دگرگونی اساسی در تیم ملی رخ داد و آلمان در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل قهرمان شد.


افاضلی: انتخاب مهدوی‌کیا برای مخفی شدن پشت نامش بود/ محمدی: سپردن تیم ملی به بازیکن مطرح تفکری آماتور است


زیان انباشته 80 هزار میلیاردی


آنا: موانع پیش روی مدیران باشگاه‌ها برای سرمایه‌گذاری و نظارت بر آکادمی چیست؟


محمدی: زمانی که مدیرعامل پیکان بودم هیئت مدیره وقت و کمیته فنی باشگاه تمرکز روی پیشرفت آکادمی داشتند تا بازیکنان خوبی تولید شود و در اختیار تیم اول باشگاه قرار گیرند، در مرحله بعد هم با مبالغ خوبی فروخته شوند. این موضوع از حرف به عمل تبدیل شد. سامان فلاح و عرفان شهریاری نمونه‌ای از ۹ بازیکنی بودند که در تیم اول بازی کردند و این دو بازیکن در تیم ملی فوتبال امید هم بازی کردند که شهریاری موفق به گلزنی شد. علیرضا رضایی در استقلال بازی می‌کند و علیرضا کوشکی هم با نمایش خوب به فولاد منتقل شد. پیوستگی در چرخه بازیکنان یک باشگاه را ثابت کردیم و از تیم‌های پایه بازیکنان به تیم بزرگسالان رسیدند. نگرانی را از روی دوش کادرفنی برداشتم تا نگران از دست رفتن نتیجه نباشند.


پیکان با ۲۰ میلیارد تومان بودجه رتبه هفتم لیگ برتر را به دست آورد. کارخانه ایران خودرو به غیر از فروش خودرو در باشگاه پیکان هم موفق به فروش بازیکن شد. فروش علیرضا کوشکی به فولاد، ۶ میلیارد تومان برای باشگاه عایدی داشت. این چرخه شکل گرفته بود و با ورود مدیر غیرورزشی به هم خورد. بنگاه ضررده ایران خودرو با زیان انباشته بالای ۸۰ هزار میلیارد تومان در تیمداری نباید همانند باشگاه‌های معدنی و فولادی عمل کند. آنها سودده هستند و به دنبال قهرمانی هستند. سایپا نیز چنین نگاهی داشت و به سختی در لیگ دسته یک ماندگار شد در حالی که می‌توانست منشأ تولید بازیکن باشد. در پیکان تلاش کردم تا کسری بودجه را با فروش بازیکن جبران کنم ولی اجازه داده نشد. بسیاری از تیم‌های ما در زمین غیراستاندارد تمرین می‌کنند و بودجه لازم برای زیرساخت‌ها پرداخت نمی‌شود.


انتهای پیام/۴۰۴۸/

ارسال نظر