منابع مالی و فقدان قانون کپی‌رایت مهم‌ترین چالش کسب و کارهای دیجیتال
دیده بان پیشرفت علم، فناوری و نوآوری
یک کارآفرین در گفت و گو با آنا مطرح کرد؛

منابع مالی و فقدان قانون کپی‌رایت مهم‌ترین چالش کسب و کارهای دیجیتال

سید بهرام نصری معتقد است نبود قوانین حمایتی و به رسمیت نشناختن قوانین مالکیت معنوی موجب شده است که نه تنها او بلکه بسیاری از شرکت‌های فعال در این زمینه به سرانجام درستی نرسند.
کد خبر : 667144
کسب و کار دیجیتال

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، کسب‌وکارهای فرهنگی و دیجیتال که جزو زیرشاخه‌های صنایع خلاق فرهنگی هستند، می‌تواند بر ذائقه، الگوها، ایده‌آل‌ها و رفتارهای مصرف کنندگان تأثیر بگذارند و آنها را ترغیب کند که از این به بعد راه و روش جدیدتری را برای استفاده از یک محصول به کار ببرد. این کسب‌وکارها معمولا از احساس نیاز به کالا یا محصولی ایجاد می‌شود که یا پیش از این در بازار نبوده یا اینکه شکل اجرای آن به تکامل نرسیده؛ بنابراین، کارآفرین تلاش می‌کند از این نیاز فرصتی برای تولید محصولی جدید بیافریند و این همان کاری است که سیدبهرام نصری مدیر کارافزار(اپلیکیشن) «بارکو» انجام داده.


به گفته نصری، پیش تولید و جمع کردن نیروهای متخصص در زمینه طراحی این کارافزار از سال ۹۵ به مدت ۸ ماه طول کشید تا به طور رسمی در سال ۹۶ به بهره‌برداری برسد. با این کارآفرین کسب‌وکار حوزه دیجیتال مدتی همکلام شدیم تا از ایده شکل‌گیری و مشکلات کار خود در روند تولید «بارکو» بگوید.


آنا: فعالیت مجموعه و کسب و کار شما در چه حوزه‌ای است؟


نصری: «بارکو» یک پلتفرم(بن سازه) است که در زمینه حمل و نقل بارهای نیمه سنگین فعالیت می‌کند و سال ۹۶ به طور رسمی شروع به فعالیت کرد و اولین کارافزاری(اپلیکیشن) بود که در این حوزه در ابتدا در زمینه حمل بار سبک شهری و اسباب کشی کار خود را شروع کرد.


آنا: ایده طراحی این کارافزار چطور در ذهنتان شکل گرفت؟


نصری: من جزو اولین نفراتی بودم که انجام این کار را شروع کردم و حتی در سطح دنیا هم به این شکل که حمل بار با کمک کارافزار صورت بگیرد، انجام نشده بود؛ شرکت‌های حمل و نقل مسافر وجود داشتند که کپی ۱۰۰ درصد از شرکت آمریکایی «اوبر» بود. من با توجه به اینکه خودم در این زمینه فعالیت می‌کردم، دنبال افزایش کارایی خودمان با کمک ابزار تکنولوژی و استفاده آسان مردمی بودم. در حقیقت دنبال ساماندهی بودیم، چون در بازه‌ای از زمان حمل بار برای مردم به شدت سخت بود و اگر دنبال وانت می‌گشتند، می‌گفتند باید در خیابان اصلی بایستید تا یک وانت به صورت گذری رد شود یا دنبال پاتوق وانتی‌ها باشید. من با تمام این مسائل آشنا بودم و تصمیم گرفتم با تعاونی «تاکسی بار» به عنوان بزرگترین تعاونی‌های وانت و نیسان ایران که ۱۲ تا ۱۳ هزار وانت را زیرمجموعه خود داشتند، صحبت کنم و درخواست کردم با من همکاری داشته باشند. من تمام کارکرد این روش را برای آن‌ها توضیح دادم و از معایب شکل گذشته که گرفتن وانت هیچ تعرفه خاصی یا امنیت نداشت و افراد مجبور بودند برای حصول اطمینان با بار حرکت کنند، گفتم. بعد از این کش‌وقوس‌ها، اسباب کشی را داخل «بارکو» راه انداختم.




بیشتر بخوانید:
برخی مزون‌ها به بهانه تولید لباس فاخر به مشتریان اجحاف می‌کنند


صنایع خلاق به بازاریابی و صادرات نیاز دارد


احیای ساندویچ ماکارونی و پرواز پشه در خرده‌بازار صنایع فرهنگی!


حرکت صنایع خلاق در مسیر حل مسائل کشور است


دولت به بازارسازی فرهنگی کمک کند


اسطوره‌های قدیمی در انیمیشن ایرانی مهجور هستند


برای مجوز شغل اجدادی یک سال دوندگی کردیم




آنا: فرایند شروع و سختی‌هایی که متحمل شدید تا به مرحله بهره‌برداری و بازدهی از این کارافزار برسید، چطور بود و چقدر طول کشید؟


نصری: به دلیل اینکه می خواستیم کار جدیدی انجام دهیم یک گروه برنامه ریزی جمع کردم و باید افرادی را پیدا می‌کردم که کم و بیش با این موضوع آشنا باشند و در آن زمان مثل الان تا این اندازه افراد به طراحی کارافزار آشنا نبودند. مرحله بعد مربوط به داده ها بود و یک گروه تحقیقاتی در این زمینه داشتیم که چه مؤلفه‌هایی برای طراحی این کارافزار ضروری است و به چه امکاناتی احتیاج داریم. به عنوان مثال، باید تعیین می‌کردیم که در صورت درخواست نوع ماشین، احتیاج به کارگر دارند یا اگر راننده خودش کارگری را هم به عهده بگیرد، چگونه می‌شود؟... همزمان شروع به دسته‌بندی کردیم که به چه چیزهایی احتیاج داریم و برای شروع کار، تأمین نیروی انسانی، جا، مکان و مجوزها پیگیری‌های متعددی داشتیم. تمام این‌ها از سال ۹۵ حدود ۸ ماه طول کشید تا اینکه در سال ۹۶ به بهره برداری رسید.


منابع مالی و فقدان قانون کپی‌رایت مهم‌ترین چالش کسب و کارهای دیجیتال


آنا: اوایل کار چندنفر شاغل بودند و حالا زیرمجموعه شما چقدر توسعه یافت و چندنفر شدید؟


نصری: ما گروهی ۱۸ نفره بودیم که این کار را شروع کردیم و در یک بازه زمانی هم به ۳۰ نفر رسیدیم و حالا متأسفانه به دلیل اینکه نتوانستیم با رقبا رقابت کنیم، تعدادمان کمتر شد.


آنا: چرا تعداد کارکنان کمتر شد؟


نصری: ما اولین کارافزاری بودیم که در این زمینه فعالیت می‌کردیم و هیچ وامی از مؤسسات دولتی و غیردولتی نگرفته بودم و کار را صرفا با سرمایه شخصی خودم پیش می‌بردم و برای اینکه بتوانم با رقبا وارد رقابت شوم، نیازمند سرمایه بودم. متأسفانه موفق نبودم و نتوانستم هیچ کمکی دریافت کنم و بعد از آن هم به دلیل اینکه در کشورمان قانون کپی رایت رعایت نمی‌شود؛ سایر کارافزارها به دلیل اینکه در کشورمان قانون کپی رایت رعایت نمی‌شود؛ از ما کپی کردند و بخش باربری را راه انداختند و حتی در مقاطعی از نیروهای ما استفاده کردند و هیچکس نتوانست کاری انجام دهد.. برخی شرکت ها هم در زمینه برندسازی خیلی در آن زمان موفق‌تر از ما بود و توانست بازار را از دسترس ما خارج کند. نبود قوانین حمایتی و به رسمیت نشناختن قوانین مالکیت معنوی موجب شد که نه تنها من بلکه بسیاری از شرکت‌های فعال در این زمینه به سرانجام درستی نرسند.


آنا: به نظرتان کمبود منابع مالی فقط موجب این اتفاق شد یا اینکه باید سازوکار دیگه‌ای را تعریف می‌کردید؟


نصری: من تمام بخش‌هایی که ممکن است یک کار به موفقیت برسد را مانند سرمایه‌گذاری و طراحی درست را انجام دادم، اما برای تبلیغات نیازمند برند سازی و سرمایه بیشتر بودیم. مشتری وقتی سراغ شما می‌آید که شما را بشناسد و تنها راه شناخته شدن در این عرصه تبلیغات است. متأسفانه تمام آگهی‌نماها(بیلبوردها) در انحصار شرکت‌های مختلف و شهرداری است و زمانی که با آنها صحبت می‌کردیم، اعدادی برای تبلیغات می‌گفتند که در وسع ما نبود و البته بیشترین نیاز ما پولی برای تبلیغات بود و گاهی می‌گفتند شما چه تضمینی می‌کنید که بازگشت سرمایه داشته باشیم؟ اما در همان زمان ممکن بود یک شرکت دیگر به دلیل شناخته بودن پویشی(کمپین) راه بیندازند و کل تهران را با آگهی‌های خود پوشش می‌دادند.


آنا: تبدیل ایده به محصول و درآمدزایی از مسیر فعالیت‌های فرهنگی و کسب و کار دیجیتال سخت است یا آسان؟... چه تهدیدها و خطراتی دارد؟


نصری: کار سختی است، چون در این کشور به دلیل نبود قوانین حمایتی، من سرمایه‌ شخصی‌ام را در این زمینه خرج کردم و در حال کارآفرینی و ساماندهی به رانندگان و مشتریان بودم که متأسفانه به نتیجه مدنظرم نرسیدم.


آنا: درحال حاضر چه کسانی با فعالیت شما آشنا هستند و مخاطبان شما بیشتر چه کسانی‌اند؟


نصری:در حال حاضر فکر نمی‌کنم سهم بزرگی در بازار داشته باشیم و یک مؤسسه کوچک در بازار (نزدیک پل سیدخندان) هستیم.


آنا: در نمایشگاه یا رویداد خاصی هم شرکت کردید یا خیر؟


نصری: همان اوایل در سه یا چهار نمایشگاه مختلف شرکت کردیم و با دوستان و مسئولان مختلف صحبت کردیم و بسیاری آمدند و قول همکاری دادند، اما متأسفانه در حد حرف باقی ماند. انگار در این کشور برای دریافت تسهیلات نیازمند سازوکار دیگری هستیم.


آنا: کرونا در کار شما تأثیر داشت یا خیر؟


نصری: تأثیر داشت و تنها در بازار وسایل سبک مقداری خرید و فروش‌ها کم شد، اما زیاد نبود.


آنا: اگر به گذشته برگردید دوباره این کار را انجام می دهید؟


نصری: با توجه به اطلاعاتی که از وضعیت کشورم دارم، خیر؛ این کار را انجام نمی‌دادم.


انتهای پیام/۴۱۰۴/

ارسال نظر