توزیع و فروش؛ 2 مانعی که اثرگذاری صنایع فرهنگی را خنثی می‌کنند/ خوشه‌سازی را جدی بگیریم
دیده بان پیشرفت علم، فناوری و نوآوری
دیده بان پیشرفت علم، فناوری و نوآوری

توزیع و فروش؛ 2 مانعی که اثرگذاری صنایع فرهنگی را خنثی می‌کنند/ خوشه‌سازی را جدی بگیریم

تلاش برای خوشه‌سازی صنایع فرهنگی می‌تواند مشکل‌گشای بسیاری از مسائل حوزه اقتصاد باشد.
کد خبر : 802371

 گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، سید مرتضی حسینی ـ سال‌ها از زمان مطرح‌شدن نظریه تخریب خلاق «ژوزف شومپیتر» در کتاب نظریه توسعه اقتصادی می‌گذرد اما هیچ‌گاه تصور نمی‌شد که نظریه تخریب خلاق روزی در صدر نظریات اقتصادی قرار گیرد و شومپیتر را در زمره بزرگان اقتصاد جهان قرار دهد، نظریه‌ای که مبتنی بر حضور عناصر ایده و خلاقیت در تشکیل و توسعه یک صنعت است؛ سال‌ها بعد «تئودور آدورنو» آلمانی در کتاب دیالکتیک روشنگری نظریه‌ای را ارائه کرد که بنیان صنایع فرهنگی را شکل می‌داد.

صنایع فرهنگی موردتوجه فعالان اقتصادی قرارگرفته نه از جهت نوپا بودن بلکه از جهت اینکه محدودیت‌های جغرافیایی و منابع را کمتر در برابر خود می‌بیند اما آنچه در کشورمان پیش‌آمده این است که صنایع فرهنگی چرخه تولید و توزیع و فروش خود را به‌درستی پیدا نکرده و در برخی موارد با خلأهای متعددی مواجه است.

صنایع فرهنگی هم به تبعیت از سایر صنایع در دسته‌بندی مقیاس و ابعاد به سه دسته کوچک، متوسط و بزرگ تقسیم می‌شود، به‌طور طبیعی صنایع بزرگ به دلیل حجم سرمایه‌گذاری و توان رقابتی‌شان در بازار قدرت حضور بیشتر و پررنگ‌تری دارند اما مساله اساسی در این حوزه صنایع کوچک و متوسط و یا به‌اصطلاح SME هستند که در بازار پرفرازونشیب و نوپای صنایع فرهنگی قدرت رقابت و توان رویارویی با فضای متلاطم بازار را ندارند.

مسائل مختلف به‌طور دائم گریبان گیر این دسته از صنایع به‌خصوص در حوزه فرهنگ هست ازجمله مشکلات توزیع، مساله صرفه مقیاس، امکان صنعتی سازی ایده (به دلیل حجم بالای سرمایه‌گذاری)، امکان بازاریابی، مساله برندسازی و مشکلات فراوان دیگری که موانع بزرگی بر سر راه تقویت صنایع فرهنگی محسوب می‌شوند.

 هزینه بالای تولید در صنایع کوچک و متوسط

مشکل کار جایی است که صنایع کوچک و متوسط به دلیل موانع گفته‌شده در گردونه رقابت به گوشه‌ای از میدان هدایت می‌شوند و به‌طور تدریجی از این عرصه خارج می‌شوند، مثال‌های متعددی می‌توان برای این مساله آورد که مهم‌ترین آن‌ها لوازم‌تحریر ایرانی است که به دلیل عدم صنعتی سازی و ایجاد صرفه مقیاس مناسب در کورس رقابت با کالاهای خارجی جامانده است.

در تحلیل‌هایی که از این وقایع می‌بینیم به‌طور غالب به مساله تعرفه واردات اشاره می‌شود اما باید به نکته دیگری اشاره کرد و آن هزینه‌های بالا تولید در صنایع کوچک و متوسط می‌باشد، هزینه بالای تولید در صنایع کوچک و متوسط به‌خصوص در حوزه صنایع فرهنگی که بیشتر مبتنی بر ایده‌های نو و خلاقانه‌اند، ناشی از عدم همکاری‌های بین بخشی است که عرصه رقابت را شدیدتر و در برخی مواقع نابرابر می‌کند.

 راه حلی متواضعانه؛ خوشه‌سازی صنایع کوچک

راه‌حل و راهبرد برون‌رفت از این مشکلات چیست؟ چگونه می‌توان صنایع فرنگی را که عموماً در اندازه‌های کوچک و متوسط شکل‌گرفته‌اند را در عرصه بازار و اقتصاد قدرتمند نگاه داشت؟ آیا صنایع کوچک و متوسط که می‌توانند نقطه عزیمت یک اقتصاد را تشکیل دهند را می‌توان رها کرد؟ آیا وضعیت کنونی امکان رشد و توسعه یک بنگاه را می‌دهد؟ به نظر می‌رسد برای رسیدن به یک راهبرد اساسی نیازمند یک تصمیم متواضعانه و اساسی است و آن‌هم ایجاد خوشه‌های صنایع فرهنگی است. صنایع فرهنگی به دلیل قرابت‌های زیاد در یک حوزه جغرافیایی می‌توانند تشکیل خوشه‌هایی را بدهند تا مزایای متعددی را به دست آورند.

ازجمله این مزایا می‌توان به:

  • ایجاد صرفه مقیاس
  • تکمیل زنجیره تولید توزیع و فروش
  • ایجاد هم‌افزایی
  • افزایش بهره‌وری در چرخه تولید
  • افزایش قدرت سرمایه‌گذاری
  • کاهش هزینه‌های تولید
  • کاهش ریسک و تقسیم ریسک در زنجیره تولید
  • تقویت و بسیج امکانات و منابع

بنابراین راهبرد برون‌رفت از مسائل و ایجاد رشد و توسعه نیازمند یک تصمیم متواضعانه در سطح صنایع فرهنگی است.

 چند پیشنهاد

در ایجاد خوشه‌های صنایع فرهنگی باید به نکات متعددی توجه داشت:

  • صنایع فرهنگی که در یک خوشه مجتمع می‌شوند بایستی در یک محدوده جغرافیایی باشند.
  • در یک خوشه صنعتی فرهنگی بایستی ارتباط درون سیستمی برقرار باشد یا به عبارت دیگر صنایع گرد هم آمده باید از یک جنس باشند.
  • برای یک خوشه ایجاد یک پایگاه غیرتجاری مانند اتاق فکر و ایده متمرکز می‌تواند مفید باشد به‌عبارت‌دیگر راهبری یک خوشه بایستی در یک واحد متمرکز شود.
  • همکاری بین اعضا باید کاملاً عادلانه و مبتنی بر تقسیم‌کار و تسهیم ریسک باشد.
  • رقابت درون خوشه‌ای در عین وجود همکاری بادی وجود داشته باشد.
  • صنایع حاضر در خوشه به‌طور عمودی و در طول یکدیگر قرار گیرند.
  • تمام اعضای خوشه باید تشکیل یک زنجیره را بدهند.
  • موازی کاری به حداقل برسد.
  • تمرکز در خرید و بازاریابی قدرت صرفه مقیاس و کاهش هزینه‌های تولید را در پی خواهد داشت.

یک‌همت عمومی برای رسیدن به اهداف خوشه‌سازی بیش از همه می‌تواند راهگشا در حوزه صنایع فرهنگی باشد چراکه این خوشه‌سازی امکان حل بسیاری از مسائل حوزه اقتصاد را دارد.

انتهای پیام/4104/

انتهای پیام/

ارسال نظر